logo
 نقش بلاکچین در اتصال بازارهای مالی؛ وقتی بازارها به هم وصل می‌شوند

 نقش بلاکچین در اتصال بازارهای مالی؛ وقتی بازارها به هم وصل می‌شوند

امین سیفی زاده
امین سیفی زاده

۱۴۰۵/۵/۲۰

 نقش بلاکچین در اتصال بازارهای مالی؛ وقتی بازارها به هم وصل می‌شوند

تا همین چند سال قبل، بلاکچین را بیشتر با بیت‌کوین و رمزارزها می‌شناختیم؛ اما امروز یک قابلیت در حال ظهور است که می‌تواند این فناوری را از یک «بازار مالی» به زیرساخت اتصال بازارهای مالی تبدیل کند.
قابلیتی که در هیچ‌یک از بازارهای سنتی، به این شکل و با این انعطاف وجود ندارد: قرار دادن طیف مختلفی از دارایی‌ها در یک زیرساخت دیجیتال مشترک و قابل برنامه‌ریزی.
تصور کنید به‌جای اینکه برای طلا، سهام، اوراق، نفت، شاخص‌های بورسی، ارزها و رمزارزها در بازارها و زیرساخت‌های مختلف فعالیت کنید، بتوانید از یک اکوسیستم به مجموعه‌ای از این دارایی‌ها دسترسی داشته باشید.
اینجاست که یکی از قابلیتهای واقعی بلاکچین شروع می‌شود.

مشتری واقعاً چه می‌خواهد؟
برای درک این تغییر، یک سؤال ساده‌تر باید بپرسیم:
آیا مشتری واقعاً به دنبال « یک صرافی ارزدیجیتال امن » است؟

مشتری محصول را برای خود محصول نمی‌خواهد؛ او محصول را برای انجام یک «کار» می خواهد.
مشتری نمی‌گوید:

«من یک صرافی ارزدیجیتال می‌خواهم.»


نیت واقعی او چیزی شبیه این است:

«من می‌خواهم سرمایه‌ام را در بهترین فرصت موجود قرار دهم.»


این تغییر نگاه بسیار مهم است.
اگر هدف مشتری کسب بازدهی، حفظ ارزش سرمایه، مدیریت ریسک یا دسترسی به بهترین فرصت سرمایه‌گذاری باشد، مرزبندی سنتی میان بازارهای مالی همچون بازار سهام، فارکس، طلا و ... برای او اهمیت کمتری پیدا می‌کند. در واقع آنچه اهمیت دارد این است:
کجا فرصت بهتری وجود دارد و چطور می‌توانم به آن دسترسی پیدا کنم؟
به همین دلیل است که مرز میان بازارها در حال کمرنگ‌شدن است.

حرکت اخیر برخی بازیگران بزرگ صنعت کریپتو نیز این تغییر را نشان می‌دهد؛ برای مثال، بای بیت در کمپین‌ها و محصولات اخیر خود به سمت معرفی فرصت‌هایی در حوزه سهام و قراردادهای مرتبط با بازارهای مالی سنتی رفته است.
این یعنی صنعت کریپتو نیز در حال نزدیک‌شدن به یک سؤال بنیادی‌تر است:

آیا قرار است فقط بازار کریپتو را بسازیم، یا در نهایت به دروازه‌ای برای دسترسی به بازارهای مالی تبدیل شویم؟


بلاکچین؛ زنجیره‌ای فراتر از بلاک‌ها
بلاکچین از ترکیب دو واژه بلاک و چِین ساخته شده؛ یعنی «زنجیره‌ای از بلاک‌ها». اما شاید کاربرد آینده این زنجیره بسیار بزرگ‌تر از ثبت تراکنش‌های بیت‌کوین باشد.
بلاکچین می‌تواند به‌تدریج زنجیره‌ای میان انواع دارایی‌ها ایجاد کند؛ دارایی‌هایی که تا امروز در بازارهای جداگانه معامله می‌شدند.
این تحول با دو مفهوم دارایی دنیای واقعیRWA (Real-World Assets) و توکنایز در حال شکل‌گیری است.
در توکنیزه‌کردن، یک دارایی واقعی مانند طلا، اوراق یا سایر دارایی‌ها می‌تواند در قالب یک توکن روی بلاکچین نمایش داده شود.
به این ترتیب، دارایی سنتی می‌تواند وارد دنیای انتقال دیجیتال، قراردادهای هوشمند و زیرساخت‌های قابل تعامل شود.

از طلا تا سهام و نفت؛ همه در یک زنجیره؟
فرآیند RWA می‌تواند طیف بسیار بزرگی از دارایی‌ها را دربر بگیرد: طلا، اوراق خزانه، سهام، ETFها، کالاها، نفت، املاک و حتی برخی ابزارهای مالی.
نمونه این تحول همین حالا نیز در بازار کریپتو وجود دارد.
برای مثال، پکس گلد و تتر گلد نمونه‌هایی از توکن‌های متصل به طلای فیزیکی هستند که در صرافی ارزدیجیتال یوبیتکس نیز قابل معامله‌اند.
در طرف دیگر، اوندو، یکی از پروژه‌های شناخته‌شده در حوزه توکنیزه‌کردن دارایی‌های واقعی و زیرساخت RWA است که در یوبیتکس نیز در دسترس کاربران قرار دارد.
اینها فقط چند نمونه از مسیری هستند که می‌تواند بسیار گسترده‌تر شود.

یک بازار برای ورود به چند بازار
تصور کنید سرمایه شما به شکل یک دارایی دیجیتال قابل استفاده باشد و بتوانید با همان زیرساخت به بازارهای مختلف دسترسی پیدا کنید.
در چنین مدلی، بلاکچین لزوماً قرار نیست جای بورس، بازار طلا یا بازار کالا را بگیرد؛ بلکه می‌تواند لایه اتصال آنها باشد.
قراردادهای هوشمند نیز این امکان را ایجاد می‌کنند که دارایی‌های مختلف با یکدیگر تعامل داشته باشند.
در این نقطه، کریپتو دیگر صرفاً محلی برای خرید و فروش رمزارز نیست؛ بلکه می‌تواند به یک زیرساخت مالی قابل برنامه‌ریزی تبدیل شود.

اینجاست که شعار «داستان پول عوض شد» یوبیتکس می‌تواند معنای گسترده‌تری پیدا کند.
اگر نسل اول کریپتو درباره دیجیتالی‌شدن پول بود، نسل بعدی می‌تواند درباره دیجیتالی‌شدن مالکیت، انتقال و دسترسی به دارایی‌ها باشد.
در این نگاه، یوبیتکس صرفاً یک محل برای خرید و فروش رمزارز نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از مسیری باشد که در آن مرز میان بازارهای مالی سنتی و اقتصاد دیجیتال کمرنگ‌تر می‌شود.

اما این آینده بدون ریسک نیست
توکنیزه‌کردن یک دارایی به معنی حذف ریسک آن نیست.
مهم‌ترین چالش‌ها عبارت‌اند از:
اعتبار و ریسک ناشر
وجود واقعی و کفایت دارایی پایه
اثبات ذخایر و حسابرسی
نقدشوندگی
امنیت قراردادهای هوشمند
ریسک دی پِگ
چارچوب حقوقی و نظارتی
بلاکچین می‌تواند نشان دهد یک توکن وجود دارد؛ اما به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین کند که دارایی واقعی پشت آن نیز وجود دارد.
بنابراین سؤال مهم درباره هر توکنایز و RWA فقط این نیست که:
«این توکن روی چه بلاکچینی قرار دارد؟»
بلکه باید پرسید:
«چه چیزی پشت این توکن است، چه نهادی آن را تضمین می‌کند و اگر مشکلی برای ناشر ایجاد شود، دارنده توکن چه حقی دارد؟»

آینده؛ یک درگاه برای چندین بازار
مسیر توکنایز و دارایی دنیای واقعی هنوز در ابتدای راه است، اما جهت حرکت مشخص است.
بلاکچین می‌تواند از یک فناوری برای ایجاد رمزارز، به زیرساختی برای ثبت، انتقال و تعامل دارایی‌های مختلف تبدیل شود.
در این آینده، شاید کاربر دیگر خودش را با برچسب‌هایی مانند «سرمایه‌گذار کریپتو» یا «سرمایه‌گذار بورس» تعریف نکند.
او فقط یک سرمایه‌گذار است که می‌خواهد سرمایه‌اش را در بهترین فرصت موجود قرار دهد.
مشتری بازار را نمی‌خواهد؛ نتیجه بازار را می‌خواهد.
اگر بلاکچین بتواند دسترسی به دارایی‌های مختلف را در یک زیرساخت مشترک فراهم کند، شاید در آینده برای ورود به هر بازار به یک زیرساخت کاملاً جداگانه نیاز نداشته باشیم.
یک اکوسیستم مالی دیجیتال می‌تواند به ما اجازه دهد در کنار رمزارزها، به دارایی‌هایی مانند طلا، اوراق، سهام، ETFها و کالاها نیز دسترسی داشته باشیم.
و شاید این همان معنای عمیق‌تر بلاکچین باشد:
زنجیره‌ای که دیگر فقط بلاک‌ها را به هم وصل نمی‌کند؛ بلکه می‌تواند بازارها و دارایی‌های جهان را به یکدیگر متصل کند.
داستان پول عوض شد؛ حالا شاید داستان بازارهای مالی هم در حال عوض شدن باشد.

اشتراک گذاری مطلب