logo
چالش‌ها و فرصت‌های طرح ترامپ در تجارت جهانی

چالش‌ها و فرصت‌های طرح ترامپ در تجارت جهانی

تحریریه یوبیتکس
تحریریه یوبیتکس

۱۴۰۴/۱/۲۳

طرح ارائه‌شده در سند «راهنمای کاربر برای بازسازی نظام تجارت جهانی» نوشته استفن میرن، به بررسی ابزارها و سیاست‌هایی می‌پردازد که دولت ایالات متحده، به‌ویژه در دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، می‌تواند برای اصلاح نظام تجارت و مالی بین‌المللی به کار گیرد. 

              

به گزارش تیم تحریریه یوبیتکس، این سند با تمرکز بر دو ابزار اصلی، یعنی تعرفه‌ها و سیاست‌های ارزی، به تحلیل چالش‌های ناشی از ارزش‌گذاری بیش از حد دلار آمریکا و تأثیر آن بر بخش تولید و تجارت این کشور می‌پردازد. در ادامه، تحلیل کلی این طرح ارائه می‌شود:

                  

1. زمینه و انگیزه اصلی

- مشکل اصلی: میرن معتقد است که ارزش‌گذاری بیش از حد دلار، ناشی از تقاضای غیرانعطاف‌پذیر برای دارایی‌های ذخیره‌ای (مانند اوراق خزانه‌داری آمریکا)، به عدم تعادل تجاری پایدار منجر شده است. این وضعیت به بخش تولید آمریکا آسیب زده و باعث کاهش اشتغال و رقابت‌پذیری در برابر رقبای جهانی، به‌ویژه چین، شده است.

                     

- انگیزه سیاسی: با توجه به پیروزی مجدد ترامپ و تأکید او بر تقویت صنعت داخلی و کاهش وابستگی به تجارت جهانی، این سند به‌عنوان یک راهنما برای سیاست‌گذاری عمل می‌کند. هدف، بازتوزیع بار تأمین دارایی‌های ذخیره‌ای و چتر امنیتی جهانی است که آمریکا به دوش می‌کشد.

                     

- دیدگاه ملی‌گرایانه: طرح با پیوند دادن سیاست‌های تجاری به امنیت ملی، تجارت را نه‌تنها یک موضوع اقتصادی، بلکه بخشی از استراتژی کلان آمریکا برای حفظ برتری جهانی می‌داند.

              

2. ابزارهای پیشنهادی

الف) تعرفه‌ها

- کارکرد:

تعرفه‌ها به‌عنوان ابزاری برای افزایش درآمد دولت، کاهش وابستگی به واردات، و فشار بر شرکای تجاری برای مذاکره پیشنهاد شده‌اند. تجربه تعرفه‌های 2018-2019 علیه چین نشان داد که این ابزار می‌تواند بدون ایجاد تورم قابل‌توجه، درآمد ایجاد کند، به‌ویژه اگر با تعدیل‌های ارزی همراه شود.

                

- مزایا:

  1. تولید درآمد برای خزانه‌داری آمریکا.
  2. کاهش قدرت خرید کشورهای هدف (مانند چین) به دلیل تضعیف ارز آن‌ها.
  3. تقویت مذاکره برای توافق‌های تجاری بهتر.

- چالش‌ها:

  1. خطر تلافی از سوی شرکای تجاری، که می‌تواند به جنگ تجاری منجر شود.
  2. احتمال افزایش قیمت‌ها در صورت عدم تعدیل ارزی.
  3. تأثیر منفی بر صادرات آمریکا در صورت تقویت دلار.

ب) سیاست‌های ارزی

- هدف:

اصلاح ارزش‌گذاری بیش از حد دلار از طریق رویکردهای چندجانبه (مانند توافق پلازا در دهه 1980) یا یک‌جانبه (مانند استفاده از قانون اختیارات اضطراری اقتصادی بین‌المللی - IEEPA).

                

- رویکردهای چندجانبه:

پیشنهاد یک توافق جدید به نام «توافق مار-آ-لاگو» که در آن شرکای تجاری با خرید اوراق بلندمدت خزانه‌داری و تقویت ارز خود، به کاهش ارزش دلار کمک کنند. این توافق می‌تواند با کاهش فشار مالی بر آمریکا و افزایش مشارکت شرکا در تأمین امنیت جهانی همراه باشد.

                 

- رویکردهای یک‌جانبه:

  1. اعمال هزینه‌های کاربری بر دارندگان خارجی اوراق خزانه‌داری برای کاهش تقاضای ذخیره‌ای.
  2. انباشت ذخایر ارزی خارجی توسط خزانه‌داری یا فدرال رزرو برای تقویت ارزهای دیگر.

- مزایا:

  1. بهبود رقابت‌پذیری صادرات آمریکا.
  2. کاهش فشار بر بخش تولید داخلی.

- چالش‌ها:

  1. ریسک افزایش نرخ بهره و تورم در صورت خروج سرمایه از بازار اوراق آمریکا.
  2. احتمال کاهش قدرت مالی فرامرزی آمریکا (مانند تحریم‌ها).
  3. وابستگی به همکاری فدرال رزرو یا شرکای خارجی برای کاهش نوسانات.

3. پیامدها و ریسک‌ها

الف) پیامدهای اقتصادی

- مثبت:

  1. تقویت بخش تولید و ایجاد مشاغل در آمریکا.
  2. افزایش درآمد دولت از طریق تعرفه‌ها، که می‌تواند برای تمدید کاهش مالیاتی استفاده شود.
  3. بازتوزیع تقاضای جهانی به نفع اقتصاد آمریکا.

- منفی:

  1. احتمال افزایش تورم در صورت عدم تعدیل ارزی مناسب.
  2. کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان آمریکایی در صورت انتقال هزینه‌های تعرفه به آن‌ها.
  3. اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی.

ب) پیامدهای مالی

  1. تعرفه‌ها می‌توانند به تقویت دلار منجر شوند، در حالی که سیاست‌های ارزی ممکن است دلار را تضعیف کنند. این دوگانگی نیازمند توالی دقیق سیاست‌گذاری است.
  2. نوسانات بازارهای مالی، به‌ویژه در صورت تغییرات ناگهانی در سیاست ارزی، یک ریسک عمده است.
  3. پیشنهادهایی مانند صدور اوراق قرن‌مدت یا استفاده از خطوط سوآپ با فدرال رزرو برای کاهش این نوسانات ارائه شده است.

                

ج) پیامدهای ژئوپلیتیکی

  1. تقویت پیوند بین تجارت و امنیت ملی، که می‌تواند شرکای تجاری را به همکاری یا تلافی وادارد.
  2. افزایش تمایز بین «دوست»، «دشمن»، و «بی‌طرف» در روابط تجاری و امنیتی.
  3. ریسک تشدید تلاش‌ها برای یافتن جایگزین‌هایی برای دلار (مانند طلا یا ارزهای دیجیتال)، هرچند موانع ساختاری مانع موفقیت سریع این تلاش‌ها می‌شود.

                

4. تحلیل نقاط قوت و ضعف طرح

نقاط قوت

  1. واقع‌گرایی سیاسی: طرح با توجه به اولویت‌های دولت ترامپ (مانند تعرفه‌ها و ملی‌گرایی اقتصادی) طراحی شده و تجربه موفق 2018-2019 را مبنا قرار داده است.
  2. انعطاف‌پذیری: ارائه گزینه‌های چندجانبه و یک‌جانبه، امکان تطبیق با شرایط مختلف را فراهم می‌کند.
  3. تمرکز بر امنیت ملی: پیوند تجارت با امنیت، اهرم فشار قوی‌تری برای مذاکره با شرکا ایجاد می‌کند.
  4. توجه به کاهش ریسک: تأکید بر تدریجی بودن سیاست‌ها و همکاری با فدرال رزرو یا شرکا برای کاهش نوسانات.

نقاط ضعف

  1. پیچیدگی اجرا: سیاست‌های ارزی، به‌ویژه یک‌جانبه، نیازمند هماهنگی دقیق و مدیریت ریسک‌های مالی هستند که ممکن است در عمل دشوار باشد.
  2. ریسک تلافی: تعرفه‌ها و فشارهای ارزی می‌توانند به واکنش‌های متقابل شرکای تجاری منجر شوند، که به اقتصاد جهانی آسیب می‌رساند.
  3. وابستگی به شرایط اقتصادی: موفقیت طرح به عوامل خارجی مانند تورم، کسری بودجه، و همکاری شرکا وابسته است.
  4. ابهام در تأثیرات بلندمدت: برخی سیاست‌ها (مانند هزینه‌های کاربری بر اوراق خزانه‌داری) سابقه محدودی دارند و نتایج آن‌ها نامشخص است.

5. توصیه‌ها و نتیجه‌گیری

- توالی سیاست‌ها: با توجه به تجربه موفق تعرفه‌ها و ریسک‌های بالای سیاست‌های ارزی، بهتر است ابتدا از تعرفه‌ها برای ایجاد اهرم مذاکره استفاده شود. سیاست‌های ارزی می‌توانند در مرحله بعد، با هماهنگی شرکا یا فدرال رزرو، اجرا شوند.

- مدیریت ریسک: برای کاهش نوسانات بازار، تدریجی بودن و شفافیت در سیاست‌گذاری ضروری است. همکاری با فدرال رزرو و شرکای کلیدی می‌تواند این ریسک‌ها را کاهش دهد.

- تمرکز بر شرکای کلیدی: مذاکره با کشورهایی مانند ژاپن، کانادا، و اروپا برای توافق‌های ارزی یا تجاری آسان‌تر از چین خواهد بود، که نیازمند فشار بیشتری است.

- توجه به پیامدهای داخلی: سیاست‌ها باید با اصلاحات داخلی (مانند کاهش مقررات و قیمت انرژی) همراه شوند تا اثرات تورمی و رقابتی تعرفه‌ها خنثی شود.

این طرح، اگرچه جاه‌طلبانه است، مسیری باریک اما امکان‌پذیر برای بازسازی نظام تجارت جهانی به نفع آمریکا ارائه می‌دهد. موفقیت آن به دقت در اجرا، مدیریت انتظارات بازار، و توانایی مذاکره با شرکای جهانی وابسته است. با این حال، ریسک‌های قابل‌توجهی در مسیر وجود دارد که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و انعطاف‌پذیری در برابر تحولات غیرمنتظره است.

اشتراک گذاری مطلب