بازار ارزهای دیجیتال بهتدریج در حال عبور از مرحلهای است که تمرکز آن صرفاً روی قیمت بیتکوین و اتریوم بود. اکنون توکنیزهسازی داراییها، استیبلکوینها و اعتبار درونزنجیرهای به بخش مهمی از آینده بازار تبدیل شدهاند.
در همین راستا، گریاسکیل (Grayscale) معتقد است خزانههای درونزنجیرهای (Onchain Vaults) میتوانند یکی از محصولات بعدی کریپتو باشند که مورد پذیرش گسترده سرمایهگذاران سنتی قرار میگیرند.
بر اساس گزارش اخیر گریاسکیل، بیش از ۳۰۰۰ خزانه درونزنجیرهای در حال حاضر حدود ۷ میلیارد دلار دارایی را مدیریت میکنند.
خزانه درون زنجیره ای یا Onchain Vault نوعی ساختار مدیریت سرمایه است که در آن سرمایه کاربران در یک استراتژی مشخص قرار میگیرد و بخش مهمی از مدیریت، تسویه و توزیع بازده توسط قراردادهای هوشمند انجام میشود.
در سیستم مالی سنتی، فرآیند مدیریت سرمایه به متولیان، واسطهها و سیستمهای تسویه مختلف وابسته است. اما در مدل درونزنجیرهای، بخشی از این فرآیند میتواند مستقیماً روی بلاکچین انجام شود.
این ساختار از این جهت به CLOها (تعهدات وام وثیقهای) شباهت دارد؛ هر دو سرمایه را در پرتفویهای مدیریتشده قرار میدهند تا از داراییهای پایه بازده ایجاد کنند.
تفاوت اصلی در زیرساخت است: CLOها عمدتاً بر سیستم مالی سنتی تکیه دارند، در حالی که Onchain Vaultها از قراردادهای هوشمند و بلاکچین استفاده میکنند.
مهمترین مزیت خزانههای درونزنجیرهای، ترکیب مدیریت حرفهای سرمایه با شفافیت بلاکچین است.
این ساختار میتواند مزایایی مانند:
را فراهم کند.
شبکههایی مانند اتریوم، بیس و سولانا نیز میتوانند زیرساخت اصلی توسعه این محصولات باشند.
اگرچه بیش از ۳۰۰۰ خزانه درونزنجیرهای فعال هستند، اما این بازار همچنان در مراحل ابتدایی قرار دارد.
گریاسکیل ارزش داراییهای این خزانهها را حدود ۷ میلیارد دلار برآورد میکند؛ در حالی که بازار جهانی CLO حدود ۱.۵ تریلیون دلار ارزش دارد.
این اختلاف بزرگ از یک طرف نشاندهنده فاصله زیاد Onchain Vaultها با بازار مالی سنتی است، اما از طرف دیگر اندازه فرصت بالقوه این بازار را نیز نشان میدهد.
در حال حاضر حدود ۵۷ متصدی این خزانهها را مدیریت میکنند و استراتژیهای مبتنی بر استیبلکوین حدود ۷۹ درصد از داراییهای این بازار را تشکیل میدهند.
تمرکز بالای خزانهها روی استیبلکوینها اتفاقی نیست.
استیبلکوینها نوسان کمتری نسبت به بسیاری از رمزارزها دارند و به همین دلیل میتوانند پایه مناسبی برای محصولات درآمدی و اعتباری باشند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، کاربرد استیبلکوینها میتواند از معاملات رمزارزی فراتر برود و آنها را به بخشی از زیرساخت مالی آینده تبدیل کند.
به این ترتیب، مسیر احتمالی تحول میتواند چنین باشد:
استیبلکوین → بازده درونزنجیرهای → اعتبار → محصولات سرمایهگذاری → ورود سرمایه نهادی
مقررات؛ بزرگترین مانع
با وجود پتانسیل بالا، یک چالش جدی همچنان پابرجاست: ابهام مقرراتی در آمریکا.
اگر یک متصدی درباره تخصیص سرمایه، انتخاب استراتژی یا مدیریت ریسک تصمیمگیری کند، ممکن است برخی خزانهها تحت قوانین اوراق بهادار یا سایر قوانین مالی قرار بگیرند.
برای ورود سرمایهگذاران نهادی، وجود چارچوب مشخص در زمینه حضانت دارایی، گزارشدهی، مدیریت ریسک و حمایت از سرمایهگذار ضروری است.
در نتیجه، موفقیت این بازار تنها به فناوری وابسته نیست؛ بلکه به این بستگی دارد که صنعت کریپتو بتواند فناوری بلاکچین را با استانداردهای مورد انتظار سیستم مالی سنتی هماهنگ کند.
به نظر میرسد اهمیت این روند بیشتر از رقم فعلی ۷ میلیارد دلار باشد.
بازار کریپتو ممکن است وارد مرحلهای شود که در آن، به جای ساختن محصولات کاملاً جدید، محصولات مالی سنتی روی زیرساخت بلاکچین بازطراحی شوند.
اگر خزانههای درونزنجیرهای بتوانند شفافیت بیشتر، هزینه کمتر، تسویه سریعتر و مدیریت کارآمدتر سرمایه را در کنار چارچوب قانونی مناسب ارائه کنند، میتوانند به پلی میان والاستریت و اقتصاد بلاکچینی تبدیل شوند.
البته ریسک قراردادهای هوشمند، نقدشوندگی، عملکرد مدیران و تغییرات مقرراتی همچنان باید مورد توجه قرار گیرد.
گریاسکیل معتقد است Onchain Vaultها میتوانند یکی از موجهای بعدی پذیرش نهادی کریپتو باشند.
بازار فعلی هنوز در مقایسه با بازارهای مالی سنتی بسیار کوچک است، اما رشد آن میتواند نشانه مهمی از یک تحول بزرگتر باشد: انتقال تدریجی مدیریت اعتبار و سرمایه از سیستمهای سنتی به زیرساختهای بلاکچینی. اگر این روند ادامه پیدا کند، رقابت آینده بازار کریپتو فقط بر سر قیمت بیتکوین و اتریوم نخواهد بود؛ بلکه بر سر زیرساخت مالی نسل آینده شکل خواهد گرفت.