logo
لایه ۲؛ راه‌حلی برای مقیاس‌پذیری یا تهدیدی برای غیرمتمرکز بودن؟

لایه ۲؛ راه‌حلی برای مقیاس‌پذیری یا تهدیدی برای غیرمتمرکز بودن؟

تحریریه یوبیتکس
تحریریه یوبیتکس

۱۴۰۴/۶/۹

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که ارزهای دیجیتال را از سیستم‌های مالی سنتی متمایز می‌کند، غیرمتمرکز بودن آن‌هاست. در یک شبکه غیرمتمرکز، تصمیم‌ها و تراکنش‌ها نه توسط یک فرد یا نهاد خاص، بلکه توسط مجموعه‌ای گسترده از گره‌ها (Nodes) در سراسر دنیا مدیریت می‌شوند. همین ویژگی باعث می‌شود کاربران بدون نیاز به اعتماد به یک بانک یا واسطه، بتوانند با اطمینان دارایی‌های خود را جابه‌جا کنند.

با این حال، مسیر پیشرفت کریپتو همیشه هموار نبوده است. رشد سریع کاربران و افزایش تعداد تراکنش‌ها باعث شد بسیاری از شبکه‌ها با مشکل کندی و هزینه‌های بالا روبه‌رو شوند. برای حل این مسئله، فناوری‌های جدیدی مثل لایه ۲ (Layer 2) به وجود آمدند. بسیاری از کارشناسان لایه ۲ را راه‌حلی ضروری برای آینده می‌دانند. اما در کنار این نگاه مثبت، دیدگاه‌های انتقادی هم شکل گرفته است که می‌گویند لایه ۲ می‌تواند به اصل غیرمتمرکز بودن ضربه بزند. در این پست از بلاگ یوبیتکس، به بررسی این دیدگاه مخالف می‌پردازیم.

چرا لایه ۲ به وجود آمد؟

شبکه‌هایی مثل اتریوم با رشد شدید کاربران، با مشکل ازدحام مواجه شدند. کارمزدها بالا رفت و سرعت تراکنش‌ها پایین آمد. برای همین، لایه ۲ طراحی شد تا بخشی از پردازش‌ها را بیرون از شبکه اصلی (لایه ۱) انجام دهد و فقط نتیجه نهایی روی بلاکچین اصلی ثبت شود. این کار باعث می‌شود هزینه و زمان کاهش پیدا کند.

نگرانی اصلی؛ تمرکز در دل غیرمتمرکز

مشکل اصلی که منتقدان به لایه ۲ وارد می‌کنند، تمرکزگرایی پنهان در این شبکه‌هاست. در بیشتر لایه ۲ها، نهادی به نام «توالی‌یاب» (Sequencer) مسئول تعیین ترتیب تراکنش‌هاست. همین موضوع به او قدرت می‌دهد که برخی تراکنش‌ها را سریع‌تر اجرا کند، برخی را به تأخیر بیندازد و حتی بعضی را نپذیرد. به این ترتیب، اعتمادزدایی که اساس بلاکچین بود، تا حدی از بین می‌رود.

سه ستون غیرمتمرکز بودن

برای آنکه یک شبکه واقعاً غیرمتمرکز باشد، باید سه اصل کلیدی رعایت شود:

شمول: همه تراکنش‌ها امکان ثبت شدن داشته باشند.

ترتیب: تراکنش‌ها همان‌طور که ارسال شده‌اند اجرا شوند.

اجرا: تراکنش‌ها درست و بدون خطا انجام شوند.

وقتی حتی یکی از این اصول به یک نهاد متمرکز سپرده شود، شبکه دیگر آن «بی‌نیازی از اعتماد» را ندارد. منتقدان معتقدند لایه ۲ها در هر سه زمینه دچار مشکل هستند.

رول‌آپ‌ها؛ خوش‌بینانه و ZK

لایه ۲ها بیشتر با دو روش رول‌آپ خوش‌بینانه (Optimistic Rollup) و رول‌آپ بدون دانش (ZK Rollup) شناخته می‌شوند.

رول‌آپ خوش‌بینانه تراکنش‌ها را معتبر فرض می‌کند، مگر اینکه خلافش ثابت شود. اما این سازوکار می‌تواند باعث قفل شدن سرمایه‌ها در دوره‌های چالشی طولانی شود.
رول‌آپ ZK با استفاده از اثبات‌های رمزنگاری، اجرای تراکنش‌ها را تأیید می‌کند. با این حال، همچنان مشکل اصلی یعنی وابستگی به یک توالی‌یاب مرکزی باقی می‌ماند.

آیا لایه ۲ می‌تواند در آینده غیرمتمرکز شود؟

مدافعان لایه ۲ می‌گویند این شبکه‌ها در آینده غیرمتمرکز خواهند شد. اما مخالفان پاسخ می‌دهند که اگر واقعاً این اتفاق بیفتد، لایه ۲ عملاً تبدیل به یک لایه ۱ جدید خواهد شد و همان مشکلات رقابت با شبکه اصلی، انتقال نقدینگی و پیچیدگی‌های اضافی به وجود می‌آید.

راه‌حل جایگزین؛ ارتقاء لایه ۱

از نگاه منتقدان، بهترین مسیر برای مقیاس‌پذیری این است که به جای تکیه بر لایه ۲، خود شبکه اصلی اتریوم (لایه ۱) ارتقاء پیدا کند. با بهبود الگوریتم‌های اجماع، بهینه‌سازی ساختار شبکه و استفاده از فناوری‌های نوین، می‌توان هم سرعت و هزینه را مدیریت کرد و هم اصل غیرمتمرکز بودن را حفظ کرد.

جمع‌بندی

لایه ۲ها بدون شک نوآوری ارزشمندی هستند و به بسیاری از مشکلات اتریوم کمک کرده‌اند. اما این نکته مهم را نباید فراموش کرد که نگاه‌های انتقادی هم وجود دارد. این دیدگاه‌ها هشدار می‌دهند که اگر تمرکز بیش از حد در لایه ۲ نادیده گرفته شود، ماهیت واقعی کریپتو یعنی اعتمادزدایی و غیرمتمرکز بودن به خطر می‌افتد.

به همین دلیل، آینده بلاکچین احتمالاً در ترکیب هوشمندانه‌ای از نوآوری‌های لایه ۲ و ارتقاءهای بنیادی لایه ۱ رقم خواهد خورد؛ جایی که سرعت، امنیت و غیرمتمرکز بودن در کنار هم حفظ شوند. 

اشتراک گذاری مطلب